تبليغاتX
غروب غمناک
 

 به بهانه خواندن كتاب جامعه شناسي خودماني اثر حسن نراقي

اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست
از ماست كه بر ماست
وين شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست
از ماست كه بر ماست
جان گر به لب ما رسد، از غير نناليم
با كس نسگاليم
از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست
از ماست كه بر ماست
ما كهنه چناريم كه از باد نناليم
بر خاك بباليم
ليكن چه كنيم، آتش ما در شكم ماست
از ماست كه بر ماست

گوييم كه بيدار شديم! اين چه خياليست
بيداري ما چيست؟
بيداري طفلي است كه محتاج به لالاست
از ماست كه بر ماست

نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 |